الان که چند ساعتی گذشته

کل داستان ماریا منو درگیر کرده

جنجال اصلی داستان زندگی ماریائه نه تصمیم آخرش

از عشق ۱۱ سالگی و خودارضایی تا همبستری با مرد عرب و گریه و هزار فرانک

ازدواج اجباری پدر و مادرش بخاطر بارداری ناخواسته مادرش و حتی عشق صاحب کارش

دوستان هم مدرسه ائیش و مردان سوئیسی

اونجایی که اجازه داد دوست پسرش اون رو ببوسه اما دندون هاشو بلدنبود که باز کنه واسم خعلی حکایت داشت... شهر کوچیک و فیلم های سینمایی و جبران عشق ۱۱ سالگی

خلاصه

ماریا دختر همشهری من شد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
واسه 11 دقیقه یک بعد نوشت اضافه کردم...
اگه خوندیش خواهشا تعبیر بد نکن.... ذهنم درگیره موضوع هاست نه  بدی هاشون