تولدم مبارک

تو همین ثانیه های پنج شنبه ده آذر 73

من به آغوش مادرم هبوط کردم

و این بزرگترین معراج تاریخ من شد

گزارش

امروز یه روز خعلی خوب بووووود

خدا روشکر زیر سایه دوستای خوبم یه روز خعلی خوب رو کنار دوستام داشتم

اگه حرف هستی جون و سوگند گل نبود اصلن این موقعیت خوب پیش نمیومد

جای خعلی از دوستام خالی بود.... ما که به یادشون بودیم... ایشالا هرجا هستن موفق باشن و زیر سایه حق موید...

هیچی بهتر از شوخی و خنده های صب نبود....

"چیه منتظری یه کلام گله کنم؟؟ رنگ وبوی دوستام کل روزمو پرنشاط کرد... بیخیال دنیاو غمش"

خواندن ادامه مطلب مشروط به اثبات درک و شعور است... درمیان نظرات درک خود را حتمن! بیان کنین...

ادامه نوشته

یه صفحه پر از خاطره

در صورت تمایل به یادآوری آن روزهای لعنتی کلیک کنید

تا با هم سفری به روزهای جهنمی داشته باشیم

ورود به روزهای جهنمی