منم متولد مادر افسرده ی پائیزم


پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را

با سیلی دروغهایت سرخ می کنم

تا هرگز نفهمی آنکه بهار سبزم را به خزان نشاند تو بودی …

مخاطب دارد


پر از حرف هایی ام که تو به پشیمونی میشونیشون!!!!!!!!

ادامه نوشته

30+

.

.


.

.

.

.

.

.


.

.


ادامه نوشته

آغاز دانشجویی ختم تمام مظلومیت ها مبارک

منم ورقم گشت و گشت تا نشستم اینجا

الحمدلله میتونست صدبار از این بدتر باشه....

اما خدایی خدا خعلی باهام بازی کردآآآ
این همه حجم فکری که من تو این 3ماه تحمل کردم شاید تو یه عمر تجربه نکرده بودم

دو تار موی سفید دیگه هم از سرم بدمید..... دی:

شدن 3تا!!! حالا میتونم ببافمشون


خواستنِ دوبارهٔ بعضی‌ از آدمها ، مثل پیکِ آخر مشروبه
نمیدونی بخوری حالتو بهتر می‌کنه یا بالا میاری …!

ادامه نوشته

تنهایی بی رحم رفیقی


کوچیکتر که بودم فکر میکردم تنهایی یعنی وقتایی که هیشکی خونه نیست ... !

یک زن به اندازه تمام آدم های خارج از بهشت تنهاست


رفتار عاشقـ انـہ ے زَن را بایـَـد از دلتـَـنگــــیــَش فـَـهمید

از شــُـوقُ بے تابیـــَــش براے دیـ ـدار

از حـِـس کودکانـِـہ اش بـَـراے آغــوش

از خـِـجالـَـتـَـش بـَـ ـراے بوسـِـہ گرفتـَـن

زَن بـے دلیل بـَـهانـہ نمیگیرد !!

شایـَـ ـد بـَـ ـهانـِـہ ے نـَـداشتـَـن دستانِ گرمے را دارَد کـہ دسـْتانــَش را بگیرد

چرا من اینقدر تنهام



کـــآش وقتـای" تنهـــآیی" یکی از تو ســآیه مثل پسرخـآله میگفت :

نـــون بگیـرم (؟)

نفت بگیــرم (؟)

دلت گـرفتـه (؟)

منم میگفتم : آره ...

بعـد فقط مینشست کنـآرمو "سکـــــوت" میکرد (!)

منم مث کلآه قـرمــزی سـرمو میذاشتمــ رو "زانـــوش

نیازمند یه آغوش بی هوائم


دلم نه عشق میخواهد و نه احساس قشنگ... نه ادعاهای بزرگ و نه بزرگ های پر ادعا... دلم یک دوست میخواهد که بشود با او حرف زد... و بعد پشیمان نشد...!

من این بزرگی رو نمیخوام


کاش هنوز بچه بودیم...

الاقل شبها عروسکمان را بغل میکردیم و خوابمان میبرد

اما حالا گوشی را .... و با این همه انتظار مگر خوابمان میبرد؟؟