به سلامتی


به سلامتی اونی که واسه رفتنش گریه کردی …
اون رفت واسه رفیقاش تعریف کرد باهم خندیدن

ادامه مطلب

ادامه نوشته

راستی


راستی ...

در میان این همه اگر،تو چقدر بایدی؟

"قیصر امین پور"

پرسیدی چمه...

من خودم هم نمیدونم

یه خود درگیریه و تداخل میل و عدم تمایل

یه سری آهنگ غمگینه نصفه... 3تا آهنگ صدبار تکرار شده ی دایان که فقط یکیش تموم روایته منه*

حرف های نصفه و کلی سوالی که انگار هیچوقت از بین نمیرن

حرف هایی  جدی که بهم زده شد و من اونقدر ازشون کفری شدم که نفهمیدم چطوری چند بار شنیدمشون بی اونکه جوابی بدم.... و جواب هایی که نیس چون حرف ها زده شده دیگهههه

حقی که مال تو نیس اما میدن بهت تا راضی بشی و دست برداری

خلاصه روزهای خوب و دوباره پا گرفتنشون... انگاری واسه ما رویاس... وهمه... الکله و زود میپره

اما سنگینیه یه حرف هایی میمونه که حتی دیگه نمیتونی چشمتو بلند کنی چه برسه سربلند کنی و چیزی بخوای

انگاری باید خودمو خلاصه کنم بین این کیبرد ها.... خارج از این نت لعنتی همش تلخیه

*) دایان/ حرف مردم

جای حرف هایی که نمیشه زد

هیچی نمیتونم بگم.... وگرنه حرف که زیاده

خعلی زیاده تا بگم به سرم اومد چیزی که میترسیدم ازش

تا بگم شد همونی که بود هیچی عوض نشد

تابگم اشتباهی دوبار تکرار نمیشه بلکه بار دوم اسمش انتخابه

تا بگم تو اسمشو میذاری پرهیز از وابستگی به نفع من و من میگویم شانه خالی کردن زیر حجم تنهایی های یک نفر به دلیل ضعف تو

تا بفهمم که گفتی آینده ات مال من نباشد اما امروز جا زدی

اینکه گفتی استحکام رابطه اما وا دادی... سرد شدی و من ان خمار و بی تاب

گفتی فرق دارد گفتم تضمینی ندارد... تا من همان کودک سابقم تو هم همان کوچک سابقی

رک بگویم

این بار اگر بخواهی آتشی را سرد کنی خودم آب پاکی را به روی دستان بی مهرت میریزم

ادامه نوشته

خصوصی

ببین خواهرم

میخوام یه چند کلمه باهات حرف بزنم بدون شوخی و کاملا منطقی

فکر کردن بهشون هیچ ضرری نداره

بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب

تو یه دختری و آرزوی هزارتا پسر

نازی میون یه دنیا نیاز

پسری که بهت زنگ نزنه و ملتمسانه نخواد که پنج دیقه فقط ببینتت

پسری که نیاد تومسیرت تا برسونتت یا تو مسیر حداقل همراهیت کنه

پسری که فاصله و هزینه و کار و درسش واسش خعلی مهم تر از تو باشه

پسری که وقتی مریضی یا حالت بده متوجه نشه

پسری که قدرتو ندونه... بین دوستاتون باهات خاص برخورد نکنه

پسری که نخواد ازت حمایت کنه...

پسری که تو رو توکلی خاطره تنها گذاشته

بخدا موندنش تو زندگیت واست ضرر داره

اون داره فکر و ذوق و احساساتت رو حروم میکنه

اون قد رویاهای تو نیست

اون واسه تو یه بغل آرامش و حس خوب نیست...

اون فقط مترسک مزرعه ی دل توست تا نذاره دلت به تاراج از خودش بدتر بشه

بهش خیانت نکن... زنانه پای حضورش در زندگیت باش

اما فکری به حال خودت کن که تجربه ی با او بودن دنیایت را خاکستری نکند

*این پست مدتهاست که تو پیش نویس های ذهنمه

مناسبت و مخاطبش جوری بود که الان موقعیت افشاش شد

حتمن یه روزی کامل میشود