عشــــــق

همـــان حســرتــی استــ ــــ !!!

کــه همیشــ ـه ســایــه اش در زنـدگـ ـی تــو بــاقــی مـی مــانـد ... !

وقتــی بــا دیگـ ـری در خیــابـ ـان قــدم مـی زنـ ـی ...

وقتــی دیگـ ـری را مـی بــوسـ ـی ...

در آغـ ـوش دیگـ ـری ؛ بــا فکــر او بــه خوابــ ــــ مـی روی ...

ســایـه ایــی کــه از سنگینـ ـی اش کــم نمــی شـ ـود

حتــی وقتـ ـی فـرزنـدتــ ــــ بــه تــو مـی گـویـد مـادر / پـدر ...!

عشـ ـق بــه هـ ـم نـرسیــدن استــــــ !!