بغض نویسی

تنهائیم را گردن هیچکس نمی اندازم

گردن هیچ کس تاب این همه را ندارد!!

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

میگفت: دلتنگی هایت را بهانه نکن! از تنهائیت نگو

تو اشتباه کردی... اشتباه مارا هم گردن بگیر

سهمت از این قصه، غصه ای بیش از این بوده... نارضایتی نکن

فقط میگویم: بانوی شبهای خیس... تنهایی کمش هم زیاد است

دوسال گذشت... با تمام وجود من و اتفاقاتش اما من از یک لحظه ی این روزها نمیگذرم

جرات زندگی کردن را از من گرفتید... دلخوش کردم که دیگر حماقت نمیکنم...

اما با ترس و احساس گناه زندگی کردن و زندگی کردن با یادکسی که نمیخواهد باشد بزرگترین حماقت است

پس بانو! خنجر تیز کن.... کهنه تیغ رفاقتت دیگر کار ساز نیست

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - - - - -

لطفــــــــــــاً
مزاحـــــــم کســـی کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

در حــال فرامــوش کــردن شمـاست نشــویــد !

خـــــودش به حــد كــافــي درد ميكشــــــــد.............