دلم بغل میخاد
وقتی تا میای پیشم ناخود آگاه دستام باز میشن واسه بغل کردنت
وقتی کنار همیم و دلم پر میکشه واسه بغل کردنت
وقتی کنارت راه میرم و سرمو برمیگردونم تو صورتت اما نمیبوسمت
اسمش حیا نیست....
گناهه
گناهه که بخاطر یه سری خط قرمز های باطل من احساسمو بکشم
وقتی نمیدونی یه چیز هایی و بهم میگی سرد... بغض میکنم و بدون اینکه تو بدونی واست نقش بازی میکنم
تا تو خوب باشی
اما وقتی میبنم دارم دور میشم از خودم و میشم یه دروغی که تو دوست داری
میخام کنار بکشم...
اما میگم که نه اون به من احتیاج داره... اون صادقانه رو زده...
و تو بدون اینکه اینارو بدونی عقب میکشی
و من زیر آوار فکر و نگرانی هام بدون اینکه ببینی میمیرم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲ ساعت 13:32 توسط RoDeNCeN
|